السيد محمد حسين الطهراني
206
امام شناسى (فارسى)
زيد بن على بن الحسين داراى مقامى عالى بود ، و در تقوى ، و زهد ، و غيرت ، و ايثار ، و انفاق ، و عبادت سرآمد روزگار بود ؛ و چون شهيد شد حضرت صادق متأثّر شدند ، و بر او گريستند و طلب رحمت نمودند ، ولى با تمام اين كيفيّات مقام امام چيز ديگرى است و زيد از مقامات امام ابداً خبرى ندارد . حركت و سكون امام هر دو صحيح است زيد در مقابل انحراف و جنايات منصور دوانيقى بهعلّت قصور ديد و عدم تشخيص مصالح غائى امّت ، جام صبرش لبريز شد ؛ و آنقدر سعهء نفس نداشت كه بتواند تحمّل كند ، لذا بر عليه او قيام كرد . ولى امام كسى است كه ابداً در مقابل ظلمها خسته نگردد ، و چون ضيق نفس در او نيست ، مادام كه به مصلحت اسلام و جامعه مسلمين نباشد ، دست بهإقدام خونين نزند ، و به احساسات خود يا همنشينان و القاءآت آنان متأثّر نگردد ؛ حسّ انتقام در او نبوده باشد ، و براى ارضاء و تشفّى غرايز و اميال خود اقدام نمىكند ؛ بلكه تمام كارهاى او طبق عالىترين برنامه انسانيّت براى هدايت خلق به اعلى درجهء كمال بوده باشد ؛ در اينصورت جنگ و صلح او هر دو مصلحت بوده و هر يك از آنان فعل خداست ؛ حركت و سكون او فعل خداست ، و بايد از او پيروى نمود . بارى مقام امامت ، عهدهدارى رسالت خدا و هدايت نفوس مردم بهخداست ، و شايسته اين مقام نيست مگر كسى كه نفسش آنقدر سعه پيدا نموده ، و از علوم خدا بهره يافته ، و بهحيات خدا زنده شده و از مراحل نفس و امتحانات بهكلى رسته باشد . أميرالمؤمنين عليه السّلام نفس رسول الله بود ، و پيغمبر اكرم در مواطن بسيارى بهاين موضوع تصريح فرمود . البتّه اين تصريح نه از نقطه نظر ظاهر و تعارفات اعتباريّه و ابلاغات عاديّه بر مردم بود ، بلكه بر اساس ادراك واقع ، و وقوف بر مراتب ، و مقامات ، و استعدادات غير متناهيهء آنحضرت بود ، كه اين تصريحات ، كاشف و نماينده آن واقعيّت مىباشد . و طبق تصريح آيه قرآن در قضيهء مباهله ، نفس رسول خدا ، و بهمنزله آنحضرت شمرده شد ، چنانكه فخر رازى در ذيل تفسير آيه مباهله بهاين واقعيّت اعتراف مىكند . روايات درباره اتّحاد نفس رسول اكرم با نفس امير المؤمنين قندوزى مىگويد : اخرج صاحب المناقب عن جعفر الصادق ، عن ابيه ، عن جدّه علىّ بن الحسين : ان الحسن بن على عليهم السّلام قال فى خطبته : قال الله تعالى